Honeybee

Honeybee

            

 رده بندی زنبور عسل:

Honey bees
European honey bee carrying pollen back to hive
Scientific classification
Kingdom: Animalia
Phylum: Arthropoda
Class: Insecta
Order: Hymenoptera
Family: Apidae
Subfamily: Apinae
Tribe: Apini
Latreille, 1802
Genus: Apis
Linnaeus, 1758
Species
  • Subgenus Micrapis:
  • Subgenus Megapis:
  • Subgenus Apis:

 

شکل شناسی و مورفولوژی زنبور عسل ماده:

 

Worker honeybees  

Apis mellifera

Photo: Honeybees making honey

 

 

Honey bee eggs shown in cut open wax cells  (تخم زنبور عسل)
 
 
 
 
Pupae drones (شفیره زنبور عسل)
 
 
 
 
Eggs and larvae (تخم و لارو)
 
 
 
 
A queen bee: a coloured dot, in this case yellow, is added to assist the beekeeper in identifying the queen (ملکه زنبور عسل)
 
 
 
A forager collecting pollen (تلاش برای جمع آوری گرده و شهد)
 
 

بيماري لوک در زنبور عسل

بيماري لوک در زنبور عسل به دو صورت زير ديده ميشود:

الف)لوك آمريكائي :

اين بيماري خسارات زيادي رابه زنبوران وارد مي سازد ونه تنها منجربه نابودي يك كلني شده بلكه همه زنبورستان را نابود مي نمايد. اين بيماري فصلي نبوده و در هر فصلي رخ ميدهد.عامل بيماري نوعي باسيل بنام Bacillus Larvae است كه لاروها و شفيره هاي زنبور کارگر تنها ميزبان اين باسيل مي باشند ضمنا اين باسيل اسپور بسيار مقاومي دارد.

انتفال بيماري:

آلودگي از طريق غذاي آلوده به اسپور بيماري به لاروهاي سالم منتقل ميشود.اغلب ناقلان، زنبور هاي جوان پرستار يا زنبورهايي که حجره ها را تميز نموده و لاشه تلف شده ها را به خارج از کندو منتقل مي کنند مي باشند.در معده لارو زنبور اسپور تبديل به باسيل ميشود که اين باسيل توليد مثل کرده و لارو را بيمار مي کند.اين ارگانيزم به لارو زنبور حمله مي برد ولارو را پس از پوشانيده شدن سلول با موم در مرحله پيش شفيرگي از بين مي برد.

سرعت انتشار بيماري:

سرعت انتشار بيماري متناسب با کمي و زيادي مردگان لاروها مي باشد و وقتي که بيماري عموميت پيداکردو لاروهاي مرده زياد شدند ديگر زنبورها از بيرون کشيدن آنها صرف نظر کرده و از طرفي چون بر جمعيت کندو افزوده نمي شود کندو ضعيف شده و از بين مي رود.

اسپر بيماري در مقابل نور آفتاب،خشکي،حرارت،سردي و ضدعفوني هاي عادي و عمل ضدعفوني عسل بسيار مقاوم است.

علائم بيماري:

در اثرآلودگي،لاروها در مرحله پيش شفيره اي مرده ، به رنگ قهوه اي درآمده ودر نهايت خشك مي شوند و به صورت يك پوسته در مي آيند كه حذف آنها ازسطح شانها كار مشكلي است. معمولا در اين بيماري پوشش محدب سلولها فرورفته شده وپس از پيشرفت بيماري سوراخ مي گردد.يکي ديگر از علائم مشخصه اين بيماري بوي سيريشم ماهي است که از سلول آلوده به مشام ميرسد.اين بو ممکن است تا يک متري کندويي که درب آنرا برداشته اند استشمام شود. وقتي چوب كبريتي درون سلول حاوي شفيره فاسد شده وارد شود اين شفيره به ميزان چند سانتي متر چون ماده لزجي كش مي آيد.

نحوه برخورد:

موثرترين شيوه مبارزه 1- استفاده کردن از آنتي بيوتيک ها تا حد امکان کمترمثل سديم سولفا تيازول و ترا مايسين 2-در آخر اگر کندوي ما به عامل بيماري مبتلا شد سوزاندن کندوي مبتلا با زنبورها و تمام محتويات داخلش اعم از موم،عسل و... موثر ترين راه ممکنه است چون در غير اين صورت خطر ابتلا ديگر کندوهاي ما نيز ميرود.

ب)لوك اروپايي:

اين بيماري عفوني ناشي از نوعي باكتري بنام Bacillus Alvei است البته اين باکتري مانند لوک آمريکايي توليد اسپر نمي نمايد.اين باسيل تنها عامل بيماري نيست بلکه يک عامل ثانوي يا کمکي براي توليد اين بيماري بنام Bacillus Pluton شناخته شده است كه اين باکتري هم توليد اسپر نمي نمايد.

علائم بيماري:

علائم اين بيماري برعکس لوک آمريکايي بسيار متغير است زيرا لاروها در سنين مختلفي مي ميرند.نامنظمي علائم با شدت بيماري و طول زمان آلودگي بستگي زياد دارد.با پيشرفت بيماري سلولهاي باز کندو که بايد خالي و يا داراي تخم و يا لارو سالم و مريض باشند بطور پراکنده و نامنظم بين سلولهاي بسته قرار دارد.

تعداد زيادي از لاروها در اين بيماري در صورتي که هنوز بشکل حلقه در ته حجره بدون درب قرار دارند مرده اند بعضي در فاصله سه روزگي که از تفريخ تخم مي گذردمرده ولي اکثرا در فاصله بين سه روزگي و روزهايي که درب حجره ها بسته مي شوند مي ميرند يعني در موقعيکه لاروها زياد تغذيه مي شوند.

حلقه شدن ته سلول و نامنظم بودن زمان مرگ لاروها نسبت به سنشان اين بيماري را از بيماري لوک آمريکايي مشخص مي نمايد.

اولين نشانه اين بيماري اين است که لاروهاي بيمار چاقي و براقي و رنگ سفيد زنده کرم سالم را از دست داده و برنگ سفيد بي روحي در مي آيند و نزديک به مرگ لارو به رنگ زرد روشن در مي آيد،ممکن است لاروهاي مبتلا حرکات غير طبيعي از خود نشان دهند و اين حرکات سبب مي شود که شکل غير طبيعي در سلول پيدا کنند.

ممکن است در طول پشت کرم رنگ سفيد خاکستري تيره يا سفيد قهوه اي تيره مشاهده شود علت آن وجود تعداد زياد باکتري مي باشد .در اين توده که شکل باسيل پلوتن ديده شده و فرم ديگر باکتري موجود نيست،اول لارو حلقه شده و سپس پوسيدگي شروع و رنگ آنهم از زرد به قهوه اي خاکستري تبديل شده و نيم شفافيت خود را از دست مي دهد،رنگ زرد همزمان با آب شدن و پهن شدن هيکل لارو ميباشد،اين خاصيت اختصاص به اين بيماري دارد.

وقتي که لاشه کرم در سلول خشک شد لوله هاي تنفسي بعلت اينکه مواد تجزيه شده بدن کرم دور آن جمع شده برجستگي پيدا مي کند و بالاخره بقاياي لارو برنگ زرد قهوه اي يا خاکستري قهوه اي بوده و با شکل نا منظم بديواره پايين سلول باقي مي ماند(اگر قبل از مرگ بشکل منظم در نيامده باشد) بقاياي لاشه کرم هرگز بديواره سلول نمي چسبد و کارگر براي تميز کردن حجرات باساني مي توانند تعداد زيادي از آنها را از سلول خارج نمايند.

بوي اين بيماري در دوره هاي اول بيماري بوي ترشيدگي کپک زدگي مي باشد ولي موقعي که مواد لاروها به فرم طناب در مي آيد بوي گوشت گنديده که خيلي زننده مي باشد به مشام مي رسد.

مطلب ديگر اينکه لاروهاي ملکه و نرها هم به اين مبتلا مي شوند در صورتي که در لوک آمريکايي اينچنين نيست

لوك آمريكايی

لوك آمريكايی

 

مقدمه:

 

 لوك آمريكايي يك بيماری  واگير است كه گسترش جهانی  دارد, لاروها و شفيره های زنبوران عسل را مبتلا می  نمايد. با توجه به اهميت آن و اثراتي كه بر كلني هاي زنبور عسل دارد , تدابيرخاصي براي پيشگيري از بيماري پيش بيني شده است. نام لوك( به معنی لباس کهنه ومندرس ) خيلي قبل از شناخت عامل بيماري، توسط زنبورداراني كه, لاروهاي زنبوران را دگرگون شده و فاسد مي يافتند و قابهاي مومي آنها, توسط پروانه موم خوار خراب شده بود، به اين بيماري اطلاق گرديده. بنظر ميرسد كه لوك آمريكايي بايد از زمانهاي باستان شناخته شده باشد. ارسطو اين بيماري را توصيف نموده ، وی اين بيماري را بدليل رنگ لاروها ,زنگ زدگي, ناميده است. تا سالهاي 1900 به اشتباه تصور ميكردند كه بين رطوبت و ايجاد بيماري، يك ارتباط وجود دارد, همانگونه كه بين آب و زنگ زدگي ارتباط برقرار است. در سال 1769، يك زيست شناس بنام شيراك ، در كتاب داستان زنبوران, عوامل مختلفي مثل گذاشتن تخم هاي بد توسط ملكه، وضعيت بد لاروها را به لوك آمريكايي نسبت داده, او براي ريشه كن كردن بيماري ، روش هايي را كه براي مقابله با ساير عوامل عفوني بكار ميرود پيشنهاد كرده است. روش هاي توصيه شده براي مقابله با اين بيماري كه توسط زنبوردار ملكه اتريش توصيه شده از قبيل بچه گرفتن از كلني ها، جوان كردن كلني ها و تعويض كندو ، قابل چشم پوشي نيست. در سال 1885 احتمال دخالت باكتري در اين بيماري مطرح شد، به دنبال آن در سال 1904 وايت اين ميكرب راکشف كرد و نام بيماري حاصله از آن را لوك آمريكايي ناميد. لوك آمريكايي بعداً توسط دانشمندان آلماني توصيف گرديد.

 

عامل ايجاد كننده:

 

عامل اين بيماري يك باكتري بنام پانا باسيلوس لاروا Paenibacillus Larvae است اين باكتري در شرايط مناسب برای تكثير به شكل ميله ای ( باسيل ) و در شرايط نامناسب به شكل مقاوم (اسپور) در می آيد .

 

فرم فعال :

 

فرم فعال يا رويشي باكتري كه قابليت رشد و تكثير دارد به شكل باسيل و گرم مثبت است. اندازه آن 5/3 × 5/0 ميكرون است. در پيرامون آن يك مجموعه تاژك قرار دارد و 30 تا 35 تاژك متحرك دارد . با اين وجود تحرك آن ضعيف ميباشد.

 

فرم مقاوم :

 

باكتري پس از ورود به بدن لارو رشد و تكثير نموده تا زمانيكه شرايط تكثير محدود شود يا در صورت مواجهه با عوامل محدود كننده ديگر ، باكتري كوتاه و ميله اي شكل شده , تاژك هاي خود را از دست داده و در مركز يا در نزديك انتها داراي هاگ ميشود. كه فرم مقاوم باكتري است . اين اسپور يا هاگ در لبه ها داراي توازن نيست اندازه آن از 5.1 × 5 ميكرون ميباشد . با ميكروسكوپ چشمي بنظر خالي ميرسد، چون با رنگ آميزي , داخل آن رنگ نگرفته ولي خارج آن رنگ مي گيرد. زمانيكه شرايط مناسب باشد، در عرض 24 تا 48 ساعت هاگ تغيير شكل داده و از آن يك باسيل متولد ميشود . سپس باسيل ها (به طريق تقسيم دوتايي) تكثير ميشوند. باسيل هايي كه ميخواهند تقسيم شوند خيلي از ساير باسيل ها كوتاه ترند .محققين حد مقاومت اسپور را بدين شكل توصيف كرده اند:

 

  Ø     در برابر اشعه ماوراء بنفش مقاوم است.30 دقيقه در فرمل 20% مقاوم است.    14-12 ساعت در معرض مستقيم اكسيد اتيلن دوام ميآورد.

Ø     در مقابل تخمير مقاومت دارد.

Ø     اسپوري كه داخل شفيره آلوده باشد, ميتواند 8 ساعت در حرارت خشك 100 درجه سانتي گراد, مقاومت نمايد.

Ø     اسپور در آب100 درجه به شكل معلق 12 تا 15 دقيقه مقاومت دارد.

Ø     بيش از يك سال در داخل عسل دوام دارد.

Ø     عواملي كه عنوان شد در بروز بيماري نقش هماهنگ دارند. ماسن توانست بوسيله اسپور هايي كه از پولك يا كروت حاصله از لوك بدست آمده بود, بعد از سي سال بيماري را ايجاد نمايد.

Ø     از طرف ديگر تاكنون هيچ تفاوتي بين گونه هاي متعدد باسيل بدست آمده از مناطق مختلف دنيا, مشاهده نشده است.

 

 

عوامل مستعد كننده :

 

برخي از نژادها و گونه هاي زنبور عسل به لوك آمريكايي حساستر و آسيب پذيرتر ميباشند. اين خصوصيت ميتواند به عوامل زير ارتباط داشته باشد:

 

حساسيت ژنتيكي:

بعد از واگيري كلني هايي كه مقاومت دارند ميتوانند دوباره توليد را از سرگيرند ولی کلنی های حساس تلف میشوند. نژاد اصلاح شده مقاوم به لوك آمريكايي ، در نسل هاي بعدي زنبوراني را توليد نموده كه به ساير بيماري ها حساس بوده است.

 

تمايل به غارت:

برخي نژادها تمايل فراوان به غارت داشته و بدليل ابتلا به بيماري داراي كلني هاي ضعيف بوده و عامل انتشار بيماري مي باشند.

 

نظافت گري:

زنبوران نظافت گر اين خاصيت را دارند كه لاروهاي آلوده را شناسايي و از کندو حذف كنند. اگر اين حذف قبل از گسترش آلودگي انجام شود , بيماري بروز نخواهد كرد. نظافت گري فاكتوري حساس است و هميشه قابل محاسبه نيست و تحت تأثير قدرت كلني ميباشد، به سن و وضعيت ژنتيكي زنبور بستگي دارد. در از بين بردن اغلب بيماريهاي نوزادان نقش تعيين كننده دارد.

 

تغيير محيط يا جابجايي كندوها:

يك عامل مستعد كننده ديگر است اگر تغيير محيط يا جابجايي از نظر محيطي خيلي متفاوت باشد , اين جابجايي توازن كلني را بر هم مي زند و آنها را نسبت به ابتلاء به لوك آمريكايي آسيب پذير ميسازد .

 

بيماريزايي:

 

تكثير باسيل يا ميكروب بيماري در بدن لارو زنبور عسل باعث متلاشي شدن بافت ها ميشود . برخي از مؤلفين گزارش داده اند كه  سمی توسط ميكروب ترشح ميشود که سير تكاملي لارو را مختل ميکند. زنبوران نظافت گر اين حالت لارو را تشخيص داده و لارو های آلوده را حذف مي نمايند.

 

در بين نهمين و يازدهمين روز (آخر مرحله لاروي ، يا شروع مرحله شفيره اي ) لارو تلف مي شود.

 

ادامه نوشته

پروانه موم خوار

پروانه موم خوار


 

مقدمه- پروانه يا بيد موم خوار شان هاي كلني هاي وحشي را كه به عللي از بين مي روند و قابهاي مومي انباري زنبورداران را مورد حمله قرار داده و با تخمگذاري و ايجاد لارو از شان هاي مومي به عنوان ماده غذايي استفاده مي نمايد. زنبورداران معتقدند كه بيد موم خوار باعث از بين رفتن كلني ها مي شود، اين پروانه قادر به انجام چنين كاري نيست بلكه تنها كلني هاي ضعيف شده در اثر عوامل مختلف و كلني هاي تلف شده يا فاقد ملكه را مورد حمله قرار مي دهد و قبل از اينكه زنبوردار متوجه ضعف كندو شود پروانه كار خود را انجام داده است.
لارو بيد موم خوار بعنوان طعمه در صيد ماهي ، بعنوان غذا در تغذيه دام مورد استفاده مي باشد و در تحقيقات علمي بيولوژيكي و حشره شناسي بسيار مورد نظر علاقمندان قرار داشته و نسبت به پرورش آن اقدام مي نمايند. بيد موم خوار در زنبورداري بعنوان آفت شناخته شده و تخمين زده شده كه سالانه 5 ميليون دلار به زنبورداران آمريكا خسارت وارد مي كند. بيد موم خوار بر خلاف نامش از موم تغذيه نمي كند بلكه از زوايد موجود بر روي قابهاي مومي تغذيه كرده و لذا قابهاي كهنه را ترجيح مي دهد.
پايه هاي مومي (برگه ها) بندرت توسط لاروهاي كوچك آلوده مي شوند ولي نمي توانند به مرحله بلوغ برسند. در عسل هاي شان لاروهاي جوان درست در زير در پوش حجره ها تونل حفر كرده و باعث مي شوند كه عسل ها نشت كرده و از جذابيت عسل كاسته شود. پروانه هاي ذيل به عنوان آفات محصولات زنبور شناخته شده اند:

گروه

حشرات

دسته

پروانه ها

خانواده

بيدها

گونه ها

گالريا ملونلا

بيد موم خوار بزرگ

آكرويا گريسلا

بيد موم خوار كوچك

ويتونلا ادمانسا

پروانه گرده(ميوه)

اسفستيا كونيلا

پروانه آرد مديترانه اي

از بين اين پروانه ها، بيد موم خوار بزرگ بيشترين آسيب را به زنبورستانها وارد مي آورد كه منجر به خسارت مادي و اقتصادي در هر سال مي شود. بدين منظور، بيولوژي اين آفت با دقت بيشتر مورد بررسي قرار مي گيرد. روش هاي مبارزه شناخته شده براي پروانه بزرگ معمولاً براي ساير پروانه هاي آفت محصولات زنبور عسل به كار مي رود.
بيولوژي:
گسترش جغرافيايي اين آفت به زنبوران عسل وابسته است. با توجه به ناتواني بيد موم خوار در تحمل سرما گسترش آن محدود مي شود. به اين دليل است كه حمله بيد موم خوار در مناطق مرتفع از شدت كمتري برخوردار است يا اصلاً‌رخ نمي دهد.
لارو آفت با تغذيه از موم ها، قابها را نابود مي كند. حشرة بالغ از موم تغذيه نمي كند ولي مي تواند همانند لارو برخي عوامل بيماريزاي زنبور عسل را منتقل كند(مثل لوك). مدفوع بيد موم خوار در كلني هاي مبتلا به لوك حاوي تعداد زيادي اسپور پاني باسيلوس لاروا (عامل لوك)مي باشد.
مراحل رشد:
اين پروانه داراي چهار مرحله رشد است شامل تخم، لارو، شفيره و حشرة بالغ. هنگامي كه درجه حرارت خيلي پايين بيايد يا غذايي موجود نباشد اين مراحل متوقف مي شود. لذا بسته به درجه حرارت و غذا اين مراحل مي تواند بين 6 هفته تا 6 ماه به طول انجامد. بر اساس منابع موجود اين آفت زمستان را در مراحل تخم، لارو يا شفيره سپري مي نمايد.
تخم:
پروانه ماده تخم ها را به صورت چند تايي در شكاف هاي كندو در جاي تاريك مي گذارد تا مانع دسترسي زنبوران شود. هر پروانه حدود300 تخم مي گذارد. تخم بعد از 8-5 روز تبديل به لارو مي شود،

لارو بيد موم خوار
لارو:
لاروهاي جوان بعد از خروج از تخم، در بين حجرات مومي خزيده بلافاصله شروع به تغذيه و توليد تونل هاي تغذيه اي ابريشمي بر روي موم ها مي نمايند. آنها در خوردن و رشد كردن ماهر هستند سرعت رشد مستقيماً به درجه حرارت و ميزان تغذيه بستگي دارد. در شرايط ايده آل وزن لارو هر روز به دو برابر افزايش مي يابد.گرماي متابوليكي حاصله از رشد سريع باعث افزايش درجه حرارت در پيله مي شود. لاروها داراي سرسياه رنگ و سه جفت پا مي باشند. لارو علاوه بر موم ناخالصيهاي موجود در آن از جمله پيله لاروهاي زنبور عسل، مواد دفعي زنبور و همچنين گرده موجود در حجرات مومي را مصرف مي كند. لاروهايي كه در موم خالص (قاب تازه) پرورش يابند رشدشان كامل نمي شود. قابهاي سياه و كهنه كه حاوي شفيره باشند بيشتر در معرض حمله هستند.


تونل هاي تغذيه اي ابريشمي

در پايان مرحله لاروي، لارو يك پيله ابريشمي محكم در محل مطمئني از قابهاي چوبي، يا در ديواره كندو يا در صندوق نگهداري قابها بدور خود ايجاد مي كند. معمولاً لارو پيله خود را در منافذ كندو مي بافد.
شفيره:
مرحله سوم يا شفيرگي مرحله واسط بين لارو و پروانه بالغ است. بعد از اينكه لارو به حد كافي از رشد رسيد در كف كندو يا روي قاب به دور خود يك پيله ابريشمي مي بافد كه به سختي به قاب يا بدنه كندو چسبيده است. پيله در حفره اي قايق مانند كه لارو در روي چوب ايجاد كرده قرار دارد. اين ضايعات در كندوها مدتها بعد از خروج پروانه باقي مي ماند. در داخل پيله ، لارو تبديل به شفيره گرديده و شفيره در عرض يك هفته و حداكثر در عرض 2 ماه به حشره بالغ تبديل مي شود.
حشره بالغ:
حشره نر اندكي كوچكتر از ماده است و با داشتن دالبر در لبه بالها از حشره ماده قابل تشخيص است. در كندوهاي آلوده مي توان مراحل مختلف رشد، تونل هاي ابريشمي بر روي قابها، مدفوع سياهرنگ و پيله هاي چسبيده به قابها را مشاهده نمود. اندازه حشره بالغ به تركيب غذا در مرحله لاروي و طول مراحل مختلف رشد بستگي دارد. ماده ها بين 4 تا 10 روز بعد از خروج از پيله شروع به تخمگذاري مي نمايند. به اين منظور پروانه هاي ماده در هنگام غروب و تاريكي تلاش مي كنند تا وارد كندو شوند. اگر كلني به حد كافي قوي باشد كه مانع ورود آن به كندو شود، بيد موم خوار تخم هاي خود را خارج از كندو و در شكاف چوبهاي آن خواهد گذاشت.
روش هاي كنترل بيد موم خوار
• لازم است تمامي كلني هاي زنبورستان از نظر جمعيت قوي نگهداشته شوند. (زنبور عسل خطرناكترين دشمن بيد موم خوار است).
• هرگز قابهاي مومي و موم ها در كندوهاي بدون جمعيت نگهداري نشوند.
• آلودگي هاي انگلي مخصوصاً واروا در زنبورستان كنترل شود.
• ضروري است بعد از حمله بيد موم خوار تخم هاي موجود در قابها حذف شوند. به اين منظور لازم است تونل هاي ساخته شده توسط آفت را با كاردك خراب نمود،با اين كار زنبوران به تخم ها دسترسي پيدا كرده و آن ها را از كندو خارج كنند.
ضروريست كه ذخيره غذايي كندو به طور منظم در طول فصول گرم بازديد و بررسي شوند. خلاصه روش هاي مبارزه با بيد موم خوار در جدول پيوست ديده مي شود.
روشهاي بيولوژيكي
اسپور باسيلوس تورنژنسيس
اين باكتري در سال 1911 كشف شد و سالها براي حفاظت از گياهان به كار رفته است. اين باكتري تحت عنوان محصول تجاري B-401 اختصاصاً براي مقابله با بيد موم خوار انتخاب شده است. باكتري اسپوري توليد مي كند كه حاوي سم يا توكسين است. زماني كه لارو اين اسپور را بلع مي كند توكسين آزاد گرديده و به ديواره روده آسيب وارد مي كندكه منجر به مرگ لارو مي شود. اين باكتري براي مهره داران(انسان و دام) و زنبوران عسل بي ضرر است و هيچ باقيمانده اي در موم يا عسل به جا نمي گذارد.
روشهاي شيميايي:
سولفور (دي اكسيد گوگرد SO2 ):
دو راه به كار گيري گوگرد شامل سوزاندن نوارهاي گوگرد و اسپري كردن گاز SO2 مي باشد. اين روش هنوز يكي از مؤثرترين روش هاي مبارزه با بيد موم خوار است. اين گاز خيلي فرار بوده و در چربي قابل حل نيست و به اين خاطر ضرر كمي براي زنبور، موم و عسل دارد. در صورت نياز به ضد عفوني كردن قاب ها توصيه مي شود بعد از برداشت آن ها از كندو، يك يا دو هفته منتظر مانده تا تخم هاي پروانه تبديل به لارو گرديده، سپس اقدام به درمان با گوگرد شود.( چونSO2 بر تخم هاي بيد موم خوار بي اثر است)
اسيد استيك
اسيد استيك تبخير مي شود و به فوريت تخم ها و پروانه ها را مي كشد. لاروها و مخصوصاً شفيره ها، مقاومت داشته و بايد براي مدت بيشتري در معرض اسيد استيك قرارگيرند. لذا بر خلاف روش قبل لازم است شانها را بلافاصله بعد از خارج كردن از كلني و قبل از تبديل تخم به لارو در معرض اسيد استيك قرار دارد.
اسيد فرميك
زنبورداران حرفه اي اسيد فرميك را براي مقابله با بيد موم خوار با موفقيت به كار مي گيرند. اثرات آن مشابه اسيد استيك است.

موادي را كه نبايد ديگر استفاده نمود:
1. پاراديكلروبنزن :(PDCB) در ايران استفاده از اين ماده مرسوم نيست، خطر زيادي در ايجاد باقيمانده در عسل و موم دارد. حد موجود 01/0 ميلي گرم در كيلوگرم است كه ممكن است افزايش يابد و كيفيت عسل را دچار مشكل سازد. اين ماده در غلظت بالا براي زنبوران سمي است. اگر قاب هايي راكه در معرض اين ماده قرار داده شده اند مستقيماً‌ از محل نگهداري بدون هوادهي، به كلني منتقل نمايند ممكن است باعث تلف شدن كلني شود. با توجه با يافته هاي بالا، به كارگيري PDCB در زنبورداري مناسبت ندارد و مصرف اين ماده ممنوع مي باشد.
2. فسفيد آلومينيوم: اين ماده به قرص گندم نيز مشهور است، از موادي است كه ديگر در زنبور داري جايي ندارد و استفاده از آن همانند PDCB غير مجاز و ممنوع مي باشد.

روش هاي مبارزه با بيد موم خوار

تكنيك

روش

معايب(-)    منافع(+)

ملاحظات

فيزيكي

مرتب كردن قابها

باقيمانده ندارد+

ساده +

جدا كردن قابهاي كهنه خطرناك از قابهاي جديد

ذوب كردن فوري موم هاي كهنه

نگهداري قابها در محل هاي سرد و روشن با تهويه هوا

بيد از نور و خشكي گريزان است

محافظت از باد، جوندگان و حشرات

محل سرد (كمتر از 15 درجه سانتيگراد)

موثر +

در طولاني مدت محدوديت دارد-

محل سرد

تهويه خوب در قابها

درمان با سرما

موثر +

كشتن همه مراحل +

گران قيمت –

 

2 ساعت در C ْ15- درجه سانتي گراد

3 ساعت در C ْ12 – درجه سانتي گراد

5/4 ساعت در C ْ7- درجه سانتي گراد

به طور مداوم در سرما

درمان حرارتي

موثر +

همه مراحل را مي كشد +

گران قيمت –

خطر ذوب شدن قابها -

80 دقيقه در 46 درجه سانتي گراد

40 دقيقه در 49 درجه سانتي گراد

تهويه خوب

كنترل دقيق درجه حرارت

بيولوژيكي

اسپور باسيلوس تورنژينسيس(B-451)

باقيمانده ندارد+

اثر طولاني (2-3 ماه) +

موثر بر بيد هاي كوچكتر –

كار سخت-

آشنايي با روش استفاده

اطمينان از انتشار خوب روي قابها

ديدن تاريخ مصرف و شرايط نگهداري

اگر قابها به تازگي آلوده شده اند اول سولفور بعد B-401

شيميايي

گوگرد

موثر

+ نگهداري خوب گرده ها درمقابل قارچها.

تكرار شود.

غير مؤثر بر تخم ها.

خطر آتش سوزي.

درمان از بالا(SO2 از هوا سنگين تر است)

به صورت گاز تنفس نشود (تخريش مجاري تنفسي و چشم)

درمان هر چهار هفته يكبار (در تابستان)

SO2 به صورت اسپري:

-                      1 ثانيه (5/2 گرم  SO2 ) براي هر طبقه عسل

-                      4-3 ثانيه براي 100 ليتر حجم كندو

خطر آتش سوزي دارد

اسيد استيك

+ موثر

+ باقيمانده ندارد

همه مراحل را مي كشد

اسپورهاي نوزما را مي كشد

به قسمت هاي فلزي حمله مي كند

تكرار منظم

احتياط در هنگام حمل

درمان از بالا (گاز سنگين تر از هوا)

به صورت گاز تنفس نشود از تماس با پوست اجتناب شود

200 سي سي اسيد استيك (80% -60% ) براي 100 ليتر حجم كندو

در تابستان، درمان تكرار شود . 2-1 بار به فاصله 2 هفته

اسيد فرميك

+ موثر

+ باقيمانده ندارد

+همه مراحل را مي شكد

به قسمت هاي فلزي حمله مي كند

تكرار منظم

احتياط در هنگام حمل

درمان از بالا

گاز تنفس نشود، از تماس با دست اجتناب شود.

80 سي سي اسيد فرميك 85% براي 100 ليتر حجم كندو

در تابستان، درمان 2-1 بار با فاصله دو هفته تكرار شود.

منابع:

1-Swiss Bee Research Center, Protection of honey combs from moth     damage, Jean-DanielCharriere and Anton Imdorf 1997(revised 2004)

2-Mid-Atlantic Apicultural Research & Extention Consortium

MAAREC Publication 4.5 February 2000Wax Moth

بیماری های لاروی  زنبور عسل

بیماری ها

بیماری های زنبور عسل را می توان در دو مقطع سنی یعنی لاروی و حشره بالغ بررسی کرد.

بیماری های لاروی

بیماری لارو گچی زنبور عسل (Chalk brood)
نوعی بیماری قارچی است که تنها در مرحله لاروی مشاهده می شود. ظاهرا در ایران وجود ندارد.
عامل بیماریزا، قارچی از گروه اسکومسیتها بنام Ascosphaera apis می باشد. اسپورهای تولید شده توسط قارچها همراه با مواد غذائی وارد دستگاه گوارش لارو شده و جوانه زده و رشته های میسلیوم را بوجود می آورد و مسیلیوم ها در دیواره معده نفوذ کرده و باعث متلاشی کردن قسمتهای انتهائی بدن لارو می گردد. اسپور این قارچ در لاروهائی که کمی سرما خورده اند بهتر رشد می کند.

.......................
علائم بیماری
لارو آلوده معمولا دو روز پس از بسته شدن سر سلولهایش می میرند. این لاروها ابتدا کمی متورم و تمام حچم حجره را پر می کنند بعد از آن چروکیده شده و کم کم سفت میشوند.

نحوه انتشار
1- از راه غذای لاروی که آلوده به اسپورهای قارچ شده باشد.
2- اسپورهای چسبیده به سطح شان و دیواره سلول

بیماری لارو سنگی (Stone brood)
این بیماری نیز قارچی است و توسط قارچی از جنس (Asper gillus) تولید می شود. هم نوزادان و هم حشرات کامل را مبتلا می کند.

علائم بیماری
لاروها و شفیره ها ممکن است در حجرات باز و یا بسته مرده و در داخل حجرات به صورت اجسام مومیائی شده و سخت در می آید. لاروهای آلوده ابتدا کرک دارو سفید رنگ و سپس به قهوه ای روشن و یا زرد متمایل به سبز تبدیل شده و کاملا سخت می شوند.

نحوه انتشار
انتشار این بیماری از یک کلنی به کلنی دیگر از طریق عملیات زنبورداری از جمله جابه جائی شانها ، تغذیه عسل و ادغام كردن كلني ها وغیره از کلنی های آلوده به کلنی های سالم انجام می گیرد.

بیماری لارو کیسه ای (Sac brood)
این بیماری در مرحله لاروی موجب مرگ و میر می شوند. عامل این بیماری ها ویروسی است که در داخل سیتوپلاسم بافتهای گوناگون بدن لاروهای جوان مستقر می شوند.

علائم بیماری
لاروها پس از چند روز مرده و رنگ آن به قهوه ای تیره مبدل می گردد. لاروهای مرده در داخل سلولهای سربسته ابتدا به رنگ روشن در آمده، جلد بدن سفت شده و به علت جمع شدن مایع تغییر جلدی در زیر پوست کیسه ای شکل می شود. و دیگر اینکه ناحیه سر و سینه لارو زودتر تیره رنگ می شود. پس از مردن لاروها اجساد آنها چروکیده و خشک شده و به صورت فلس مانند در مجاورت کف سلول ها قرار می گیرند.

نحوه انتشار
هر لاروی که توسط ویروس لارو کیسه ای می میرد حدود 1 میلی گرم ویروس تولید می کند که این مقدار برای آلودگی 1000 کلنی کافی است. انتشار این بیماری از سالی به سال دیگر توسط زنبورهای کامل صورت می گیرد. این ویروس در داخل بدن حشرات بالغ می ماند و در غدد شیری آنها جمع می شوند و هنگام تغذیه لاروها توسط این زنبوران باعث انتشار بیماری می شدند.

بیماری فلج مزمن (Chronic bee paralysis C.B.P.V )
علت این بیماری نیز ویروسی می باشد.

علائم بیماری
دارای دو نوع علامت مشخص می باشد:
1- زنبور آلوده به دليل عدم تخليه ي دستگاه گوارش و در نتيجه حالت غیر عادی بال و شکم قادر به پرواز نبوده و اغلب روی زمین می خزند.
2- زنبوران آلوده ای که قادر به پرواز بوده و چون اغلب مورد حمله زنبوران مسن قرار می گیرند موهای خود را از دست می دهند از این رو ظاهرا تیره رنگ می شوند.

نحوه انتشار
میلیون ها اجسام ویروس را می توان از یک زنبور آلوده استخراج کرد. بیشتر بافتهای بدن از جمله مغز و گره های عصبی آلوده می شوند و شفیره ها در آخرین مرحله رشد مورد حمله قرار می گیرند. به طور کلی می توان گفت توسط مواد دفعی و ترشحی دهان منتشر می شود.تا كنون داروي شيميايي مؤثري معرفي نگرديده است. ولي روشهاي مديريتي تا حد زيادي مؤثر بوده از جمله روشهاي به گزيني .در مشاهدات مربوط به اين بيماري، در كلني هاي داراي ملكه پير (3-4)ساله نسبت به ملكه هاي جوان بيشتر علائم بيماري داشته اند و نيز در كلني هاي قوي تعداد زنبوران آلوده در حد بسيار ناچيزاست.

بیماری نوزما (Nosema disease)
این بیماری بیشتر در کندوهای ضعیف انتشار می یابد. در اثر عواملی مانند نبود غذای کافی در زمستان، طولانی بودن فصل زمستان، پیر شدن ملکه، تغذیه زنبور عسل از باغات سم پاشی شده و ... عامل این بیماری پروتوزو آئی به نامNosema apis))است.54

علائم بیماری
زنبور آلوده هیچ علائمی خارجی از خود نشان نمی دهند. تشخیص این آلودگی تنها با نمونه برداری از مواد دفعی و محتویات بدن زنبور عسل و آزمایشات میکروسکوپی قابل تشخیص است. جدار معده گوارشی زنبور آلوده مورد حمله قرار می گیرد.در آلودگی های شدید معده ی گوارشی تغییر رنگ می دهد .معده زنبوران سالم در حالت طبیعی به رنگ سفید مایل به کهربایی بوده، که در روی آن حلقه های مشخص به چشم می خورد در حالیکه معده ی زنبوران عسل مریض در مراحل آلودگی شدید سفید رنگ و متورم شده و فاقد حلقه های مشخص می باشد.

نحوه انتشار
عامل این بیماری توسط عسل آلوده، غارتگری کندوها، نقل و انتقال بین کندوها، خرید و فروش کندوی آلوده و ملکه، آب مدفوع زنبوران بیمار و ... انتشار می یابد.

بیماری آمیبی زنبور عسل (Amoeba disease)
این بیماری عمدتا حشرات بالغ کارگر زنبور عسل را مبتلا می سازد و بر حسب میزان آلودگی خسارت نسبتا زیادی را در بر دارد. عامل این بیماری یک پروتوزوآ بنام (Malpighamba mellificae ) است که به اندامهای تنفسی زنبور عسل یعنی لوله های مالپیگی حمله می کند و آنها را از بین می برد.

علائم بیماری
چون دستگاه دفعی زنبور مورد حمله قرار گرفته است، کارگران معمولا رفتار و فعالیت طبیعی ندارند و تشخیص قطعی این بیماری از طریق آزمایشات مواد دفعی انجام می گیرد.

نحوه انتشار
چون زنبور های بیمار مواد دفعی خود را بر روی قابها ، شانها و داخل کندو می ریزند و زنبوران دیگر در حین تمیز کردن آلوده شده و باعث انتشار بیماری می شوند.

بیماری لوک آمریکائی (American foul brood) (AFB)
عامل این بیماری باسیلوس لاروا می باشد. لاروها با تغذیه اسپورها در غذایشان متعفن می شوند. اسپورها در روده لاروها فعال شده و به حالت باسیلی یا میله ای شکل تبدیل می شود. در این حالت روده را سوراخ نموده و به همولنف لارو داخل می شوند.

علائم بیماری
در زنبوران چرارو تنبلي و بيحالي مشاهده ميشود و در ابتداي آلودگي جلوي دريچه ي پرواز از سلولهاي باز يا بسته لاروهاي آلوده ي خشك نشده ي تيره رنگ بيرون ريخته شده است. لاروها پیش از اینکه شروع به تنیدن پیله کنند، مرده و به پشت خوابیده و سرشان به طرف بیرون حجره می باشد. این حالت اغلب پیش از شفیرگی دیده می شود ولی گاهها شفیره ها نیز می میرند. لاروهای مرده فاسد گردیده و رنگشان قهوه ای می شود. بوی سریشم ماهی از آنها به مشام می رسدو لاروها حالت نخی مانند پیدا می کنند وبعد از 1 ماه لاروها خشک شده و به صورت پوسته محکم به جدار حجره می چسبند.

نحوه انتشار
به دو روش عفونت منتشر می شود.
1- 8 تا 19 درصد لاروها در داخل حجراتی که آلودگی قبلی داشته اند پرورش داده می شوند که در نتیجه خودشان نیز متعفن می گردند.
2- زنبوران نظافتچی حین پاک کردن حجرات اسپورها را وارد زنجیره غذائی لاروها می کنند.

بيماري لوك اروپايي (European foul brood)
عامل اين بيماري باكتري بنام Melissococcus pluton است كه نسبت به مواد ضد عفوني كننده و شرايط محيطي بسيار مقاوم بوده و در عسل تا يكسال و در روده تا 3سال زنده ميماند.اين باكتري بر خلاف لوك آمريكايي توليد اسپور نمي كند .از طريق مواد غذايي وارد معده مي گردد و سپس تكثير مي يابد و تقريبا با توجه به رشد سريع حجم زيادي از معده را اشغال ميكند و نيز به خون يا حفره ي بدن منتقل نمي شود.به دليل تغذيه ي بالا ،موجب سوء تغذيه ي لاروها و مرگ آنها ميشود.

علائم بيماري
برخي از مهمترين علائم بدين شرح مي باشند:
1)لاروهاي سنين 3-4 روزگي آلوده مي گردند.
2)90 درصد مرگ ومير در سلول ها يسر بسته رؤيت ميشود.
3)رنگ لاروهاي مرده از سفيد به زرد كهربايي ،قهوه اي و نهايتا سياه تبديل مي شوند.
4)لاروهاي آلوده درون سلول خاصيت چسبندگي كمتري به خود ميگيرند و كارگران سلولهاي خشكيده را براحتي تميز مي كنند.
5)تخمريزي حالت يكدستي ندارد.

نحوه انتشار
1)در اثر پديده ي drift يا گمشدگي زنبوران چرارو
2)بچه دهي و غارت
3)جابه جايي قابها
4)كوچ كندو ها
5)ادغام كندوهاي ضعيف
6)استفاده از عسلهاي آلوده

بیماریهای غیر میکروبی

اسهال غیر میکروبی (Dysentery)
در زنبورداری، دفع مواد زائد بر روی قابها را اسهال می گویند. وقتی دفع بیش از اندازه باشد باعث مرگ کلونی می شود. وجود رطوبت زیاد در داخل کندو، تغذیه کندو با عسل رقیق در پائیز و بازدید کندو در زمستان عامل اصلی این بیماری است.


سرما خوردگی نوزادان (Chilled brood)
معمولا در اوائل بهار از طرق گوناگون اتفاق می افتد، از جمله عدم توجه زنبوردار بی تجربه به مسائل مدیریت صحیح زنبورداری و باز نمودن بی موقع کلنی ها و يا قرار دادن شانهاي حاوي نوزادان،خارج از كندو در خلال بازديدها ،ايجاد ميشود.


گرما زدگی نوزادان (Overheated brood)
اگر در تابستان که دمای اطراف کلنی به 40 درجه سانتیگراد برسد و زنبوران به علل گوناگون از جمله عدم وجود جمعیت کافی در کندو نتوانند هوای داخل کندو را از نظر دما و رطوبت تعدیل نمایند،ديده ميشود.در موقع ظهر تحت اين شرايط زنبوران دسته جمعي از كندوها خارج شده ودر سطح سايه روي علفها جمع ميشوند ،ودر ساعت غروب به كندوهايشان بر ميگردند. در شرايط كوچ به مسافتهاي طولاني و عدم جريان هواي كافي نيز حرارت داخلي كندو بالا ميرود و مرگهاي دسته جمعي زنبوران بالغ ديده ميشود. با استقرار كندوها در مناطق سقف دار و يا زير درختان ميتوان از اين پديده پيشگيري كرد.

بیماری گندیدگی یا فاسد شدگی نوزادان (Addled brood)
لاروهای سن پیش شفیرگی در داخل سلول های سربسته شده، مرده و جسم آنها فاسد و گندیده شده به نظر می رسد. در پوش چنین شفیره هائی سوراخ شده، مرطوب و فرو رفته دیده می شود و تقریبا علائم لوک آمریکائی را نشان می دهد ولی حالت نخی شدن را ندارد. علت این بیماری را نواقص ژنتیکی در تخم دانسته اند.

کنه ها (Mites)
کنه ها جزو بندپایان اند و از نظر برخی خصوصیات به حشرات شبیه اند. بیشتر کنه ها دارای چهار جفت پا هستند در حالیکه حشرات 3 جفت پا دارند. کنه ها دو نوع اند:

1- کنه آکارین یا کنه انگل لوله های تنفسی زنبور عسل(Acarapis woodi):
این کنه در داخل لوله های بزرگ تنفسی زندگی و از خون زنبور عسل تغذیه می نماید.

علائم:
وقتی زنبوري آلوده شود ،هیچگونه علائمی ندارد جز اینکه لوله های تنفسی ،بخصوص لوله تنفسی سینه اول تیره می شود تا اینکه این لوله ها ترد و شکننده تر از سالمها می شوند.

نحوه انتشار:
وقتی کنهاي از لوله تنفسی زنبوری خارج شود به روی بدن زنبوران دیگر حركت ميكند و به موهای این زنبوران می چسبد که این امرباعث انتشار می شود.

2- کنه واروآ (Varroa)
مهمترین انگل زنبور عسل در صنعت زنبورداری می باشد. میزبان اصلی این کنه زنبور عسل هندی(Apis cerana) است ولی روی زنبور عسل معمولی هم فعالیت کند. کنه برای تغذیه از خون زنبور بخشهای نرم بدن را انتخاب می کند. برای این منظور اغلب در بین حلقه های بدن به خصوص حلقه اول، بین سر و سینه و بین شکم و سینه قرار گرفته و با فرو کردن قطعات دهان خود از خون زنبور تغذیه می کند. در اثر این تغذیه زنبور ممکن است زیاد لطمه نبیند ولی ایجاد زخم باعث نفوذ موجودات ذره بینی به داخل بدن شده و عفونت ایجاد می کند لازم به ذکر است که شدت آلودگی معمولا روی لاروها و شفیره های زنبور های نر بیشتر می باشد.1-0

علائم :
کنه واروآ را می توان از خصوصیات ظاهریش تشخیص داد ولی ا ین در حالی است که کلنی چند سال آلودگی ابتدائی را طی کرده باشد. تشخیص همیشه باید ابتدای کار باشد تا کندو ضعیف نشود و بتوان راحت تر درمان را شروع کرد. برخی زنبوردارها ممکن است کنه واروآ را با شپش زنبور عسل که از نظر ظاهر و اندازه شبیه اند اشتباه گیرند.
باید توجه داشت که شپش زنبور عسل جز حشرات بوده و شش پا دارد ولی کنه واروآ جزو عنکبوتیان می باشد و چهار جفت پا دارد.

نحوه انتشار:
در اثر حرکت کنه و تغذیه زنبوران از هم و برخوردشان با هم و همین طور غارت شدن کندوها، معمولا کنه ها منتشر می شوند.

حشرات بعنوان آفات زنبور عسل

پروانه موم خوار(Wax moth)
مهمترین حشره و آفت زنبور عسل پروانه موم خوار است.حشره کامل پروانه ای است قهوه ای رنگ یا کمی متمایل به خاکستری که، با بالهای باز حدود 20- 16 میلیمتر عرض دارد. حشره کامل در حال استراحت بالها را روی زمین قرار داده و ممکن است در داخل یا خارج کندو دیده شود. پروانه در حالت عادی چندان فعالیت ندارد ولی اگر با دست لمس شود ابتدا به سرعت دویده و سعی می کند خود را مخفی کند و یا پرواز کند. پروانه ماده یک هفته بعد از تولد با نر جفت گیری می کند. هر ماده می تواند در حدود 500 عدد تخم بگذارد. تخم بسیار کوچک و سفید رنگ است. تخم در درجه حرارت بالا،در عرض یک هفته و در درجه حرارت پائین در عرض یک یا دو ماه به حشره ي كامل تبديل ميشود.

....................
نحوه خسارت و اهمیت اقتصادی
لارو پروانه پس از متولد شدن از تخم، به درون قابهای مومی وارد می شوند. بعد از مدتی در داخل قابها تونلهای ابریشمی سفید رنگ جهت تغذیه ایجاد می کند. بیشتر از قسمت وسط شان یعنی از پایه های مابین سلولهای جلو و عقب تغذیه می کنند که اینکار با ریختن مدفوع سیاه رنگ حشره به شان همراه است و باعث از بین رفتن استحکام شانها می شود. بیشترین خسارت بر روی شانهای انبار شده صورت می گیرد که بسیار حائز اهمیت است.


برخی دیگر از آفتها وشكارچيان زنبور عسل عبارت اند از: ، شپش زنبور عسل(Honey bee lice) ،مورچه ها (Ants)،زنبورهای خرمائی(Hornets)، زنبورهای ژاکت زرد(Yellow jackets)، قورباغه، پرندگان خانواده Merops apiaster ، زنبور خوار گلو خرمائی(Merops superciliosus) و برخی پستانداران مانند موش و خرس و ..

بيماري لوک در زنبور عسل:

بيماري لوک در زنبور عسل به دو صورت زير ديده ميشود:

الف)لوك آمريكائي :

اين بيماري خسارات زيادي رابه زنبوران وارد مي سازد ونه تنها منجربه نابودي يك كلني شده بلكه همه زنبورستان را نابود مي نمايد. اين بيماري فصلي نبوده و در هر فصلي رخ ميدهد.عامل بيماري نوعي باسيل بنام Bacillus Larvae است كه لاروها و شفيره هاي زنبور کارگر تنها ميزبان اين باسيل مي باشند ضمنا اين باسيل اسپور بسيار مقاومي دارد.

انتفال بيماري:

آلودگي از طريق غذاي آلوده به اسپور بيماري به لاروهاي سالم منتقل ميشود.اغلب ناقلان، زنبور هاي جوان پرستار يا زنبورهايي که حجره ها را تميز نموده و لاشه تلف شده ها را به خارج از کندو منتقل مي کنند مي باشند.در معده لارو زنبور اسپور تبديل به باسيل ميشود که اين باسيل توليد مثل کرده و لارو را بيمار مي کند.اين ارگانيزم به لارو زنبور حمله مي برد ولارو را پس از پوشانيده شدن سلول با موم در مرحله پيش شفيرگي از بين مي برد.

سرعت انتشار بيماري:

سرعت انتشار بيماري متناسب با کمي و زيادي مردگان لاروها مي باشد و وقتي که بيماري عموميت پيداکردو لاروهاي مرده زياد شدند ديگر زنبورها از بيرون کشيدن آنها صرف نظر کرده و از طرفي چون بر جمعيت کندو افزوده نمي شود کندو ضعيف شده و از بين مي رود.

اسپر بيماري در مقابل نور آفتاب،خشکي،حرارت،سردي و ضدعفوني هاي عادي و عمل ضدعفوني عسل بسيار مقاوم است.

علائم بيماري:

در اثرآلودگي،لاروها در مرحله پيش شفيره اي مرده ، به رنگ قهوه اي درآمده ودر نهايت خشك مي شوند و به صورت يك پوسته در مي آيند كه حذف آنها ازسطح شانها كار مشكلي است. معمولا در اين بيماري پوشش محدب سلولها فرورفته شده وپس از پيشرفت بيماري سوراخ مي گردد.يکي ديگر از علائم مشخصه اين بيماري بوي سيريشم ماهي است که از سلول آلوده به مشام ميرسد.اين بو ممکن است تا يک متري کندويي که درب آنرا برداشته اند استشمام شود. وقتي چوب كبريتي درون سلول حاوي شفيره فاسد شده وارد شود اين شفيره به ميزان چند سانتي متر چون ماده لزجي كش مي آيد.

نحوه برخورد:

موثرترين شيوه مبارزه 1- استفاده کردن از آنتي بيوتيک ها تا حد امکان کمترمثل سديم سولفا تيازول و ترا مايسين 2-در آخر اگر کندوي ما به عامل بيماري مبتلا شد سوزاندن کندوي مبتلا با زنبورها و تمام محتويات داخلش اعم از موم،عسل و... موثر ترين راه ممکنه است چون در غير اين صورت خطر ابتلا ديگر کندوهاي ما نيز ميرود.

ب)لوك اروپايي:

اين بيماري عفوني ناشي از نوعي باكتري بنام Bacillus Alvei است البته اين باکتري مانند لوک آمريکايي توليد اسپر نمي نمايد.اين باسيل تنها عامل بيماري نيست بلکه يک عامل ثانوي يا کمکي براي توليد اين بيماري بنام Bacillus Pluton شناخته شده است كه اين باکتري هم توليد اسپر نمي نمايد.

علائم بيماري:

علائم اين بيماري برعکس لوک آمريکايي بسيار متغير است زيرا لاروها در سنين مختلفي مي ميرند.نامنظمي علائم با شدت بيماري و طول زمان آلودگي بستگي زياد دارد.با پيشرفت بيماري سلولهاي باز کندو که بايد خالي و يا داراي تخم و يا لارو سالم و مريض باشند بطور پراکنده و نامنظم بين سلولهاي بسته قرار دارد.

تعداد زيادي از لاروها در اين بيماري در صورتي که هنوز بشکل حلقه در ته حجره بدون درب قرار دارند مرده اند بعضي در فاصله سه روزگي که از تفريخ تخم مي گذردمرده ولي اکثرا در فاصله بين سه روزگي و روزهايي که درب حجره ها بسته مي شوند مي ميرند يعني در موقعيکه لاروها زياد تغذيه مي شوند.

حلقه شدن ته سلول و نامنظم بودن زمان مرگ لاروها نسبت به سنشان اين بيماري را از بيماري لوک آمريکايي مشخص مي نمايد.

اولين نشانه اين بيماري اين است که لاروهاي بيمار چاقي و براقي و رنگ سفيد زنده کرم سالم را از دست داده و برنگ سفيد بي روحي در مي آيند و نزديک به مرگ لارو به رنگ زرد روشن در مي آيد،ممکن است لاروهاي مبتلا حرکات غير طبيعي از خود نشان دهند و اين حرکات سبب مي شود که شکل غير طبيعي در سلول پيدا کنند.

ممکن است در طول پشت کرم رنگ سفيد خاکستري تيره يا سفيد قهوه اي تيره مشاهده شود علت آن وجود تعداد زياد باکتري مي باشد .در اين توده که شکل باسيل پلوتن ديده شده و فرم ديگر باکتري موجود نيست،اول لارو حلقه شده و سپس پوسيدگي شروع و رنگ آنهم از زرد به قهوه اي خاکستري تبديل شده و نيم شفافيت خود را از دست مي دهد،رنگ زرد همزمان با آب شدن و پهن شدن هيکل لارو ميباشد،اين خاصيت اختصاص به اين بيماري دارد.

وقتي که لاشه کرم در سلول خشک شد لوله هاي تنفسي بعلت اينکه مواد تجزيه شده بدن کرم دور آن جمع شده برجستگي پيدا مي کند و بالاخره بقاياي لارو برنگ زرد قهوه اي يا خاکستري قهوه اي بوده و با شکل نا منظم بديواره پايين سلول باقي مي ماند(اگر قبل از مرگ بشکل منظم در نيامده باشد) بقاياي لاشه کرم هرگز بديواره سلول نمي چسبد و کارگر براي تميز کردن حجرات باساني مي توانند تعداد زيادي از آنها را از سلول خارج نمايند.

بوي اين بيماري در دوره هاي اول بيماري بوي ترشيدگي کپک زدگي مي باشد ولي موقعي که مواد لاروها به فرم طناب در مي آيد بوي گوشت گنديده که خيلي زننده مي باشد به مشام مي رسد.

مطلب ديگر اينکه لاروهاي ملکه و نرها هم به اين مبتلا مي شوند در صورتي که در لوک آمريکايي اينچنين نيست